logo
امروز : یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۳:۰۸
[ شناسه خبر : ۵۲۲۷۹ ] [ مدت زمان تقریبی برای مطالعه : 2 دقیقه ]
خواهر شهید حمید طوماری:

حمید نبض حیات در رگ‌های خانواده بود

حمید-نبض-حیات-در-رگ‌های-خانواده-بود
خواهر شهید حمید طوماری با بیان اینکه حمید نبض حیات در رگ‌های خانواده بود، گفت: برادرم را به‌عنوان کوهی از مهربانی شناختم که ریشه‌هایش در ذره‌ذره‌ی وجودش بود؛ حالا می‌بینم همان مهر بی‌کران، او را به بلندترین قله‌ افتخار در جنگ 12 روزه رساند تا ثابت کند شهیدان، عاشق‌ترین انسان‌ها هستند.

 شهلا طوماری در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛ با بیان اینکه شهید حمید طوماری، فقط یک نام در شجره‌نامه‌ ما نبود؛ او نبض حیات در رگ‌های خانه‌ای بود که حالا در سکوتی سنگین، به‌دنبال طنین قدم‌هایش می‌گردد، اظهارکرد: این‌ واژگان از جانب زنی است که برادرش را نه در خاک، که در بلندترین قله‌های افتخار پیدا کرده است.

بیشتر بخوانید

وی تصریح کرد: حمید طوماری، متولد ۱۰ تیرماه ۱۳۶۶، فرزند دوم خانواده بود که در جنگ ۱۲ روزه سال گذشته با ناجوانمردی رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار به شهادت رسید؛ برادرم در تدبیر و مهر، گویی پدر دوم خانه‌ به شمار می‌رفت و مهربانی برای او یک ردا نبود که گاهی بپوشد و گاهی از تن درآورد، مهربانی ریشه‌ جانش بود.

خواهر شهید حمید طوماری با اشاره به اینکه لبخند شهید طوماری، اکسیر رفع خستگی بود و نگاهش، نوری که هر تاریکی و دلشوره را در قلب خانواده عقب می‌زد، تصریح کرد: او برای من تنها یک برادر نبود؛ او یک «امنیت مجسم» بود.

وی ادامه داد: صخره‌ای سخت که موج‌های سهمگین زندگی، پیش از رسیدن به ساحل دل خواهر، به سینه‌ او برخورد می‌کرد و آرام می‌شد. 

طوماری با بیان اینکه روایت حمید و برادرانش، قصه‌ رفاقت‌های بی‌تکرار است، اضافه کرد: شهید بزرگوار در تمام تصمیم‌های کوچک و بزرگ، خستگی‌ها و در راه ماندن‌ها، اولین دستی بود که جلو می‌آمد. حمید، مرهمی بود که پیش از آنکه زخمی عمیق شود، بر آن می‌نشست.

وی عنوان کرد: او به دعای پدر و مادر ایمان داشت و می‌گفت: «این دعا، سقف امن ماست»؛ و خود نیز عمری را صرف ساختن سقفی از آرامش برای آن‌ها کرد.

خواهر شهید حمید طوماری با اشاره به اینکه بخش لطیف‌تر این زندگی، پیوند ناگسستنی او با «مریم» و «مهرداد» بود، ادامه داد: برای آن‌ها، حمید فقط یک دایی نبود؛ او همان «حمیدرضا» مهربانی بود که شادی‌اش را با خنده‌ آن‌ها تقسیم می‌کرد. هیچ سفری بدون آن‌ها برای حمید طعم خوشبختی نداشت و مهرداد، برای او حکم پسر سوم را داشت؛ فرزندی که با بند عشق به قلب دایی متصل بود. نگاه عاشقانه‌ حمید به این کودکان، میراثی است که هیچ طوفانی نمی‌تواند آن را از خاطر خانه‌ طوماری پاک کند.

انتهای خبر/

فرم ارسال نظر